|
اندر حمایت مرگ
|
دريا!
محض رضايت،آبي مي خوانمت!
سايه!
محض رضايت،يار مي خوانمت
دريا!
آبي،از آن آسمان شب است
آري!
سايه!
يار، زاده سياهي ِ ساحلِِِِِِِِِ ِ سنگي است
باري!
ارديبهشت 87
بندرا نزلي
پی نوشت:زیتون ها جوانه نزده تا ابد خشکیدند...
بیچاره من!!!
پی نوشت۲:شادی چاب کتاب دوست عزیز((آناهيد))
از دانشكده پزشكي تهران كه فارغ التحصيل شد،بورسيه شد براي رفتن به ماساچوست.
آنجا هم كه تمام كرد،تازه رفت هاروارد.
جالب تر اينكه آنقدر موفق بود كه از هاروارد بورسيه شود براي زوريخ سويس.
مطبش پر بود از عكس ها و مداركي كه از دست مشهورترين متخصصان گوش،حلق وبيني
گرفته بود...
راستي كي براي آموزش رايگان ـسرگيجه بريم پيشيش؟
پی نوشت:سرم ـ گیج می رود؟